عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

42

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

الكتابه ؛ به حفصه افسون نمله ( جوش و آبله ريزه ) بياموز ، همچنان كه او را خط آموخته‌اى » . اين روايت در سنن ابى داود آمده و خطابى در معالم السنن گويد : همين دليل بر اين است كه خط آموختن به زنان مكروه نيست . مؤلف گويد : ابن تيميه همين حديث را دليل جواز خطآموزى به زنان دانسته است . قاضى شوكانى گويد : آن حديث كه « به زنان خط مىآموزيد ، و زنان را در غرفه ننشانيد ، و به زنان سورهء نور ياد بدهيد » محمول بر اين است كه در خطآموزى به زنى خوف فتنه باشد ، و خط آموختن به چنين زنى نهى شده است . آورده‌اند لقمان بر مكتبى مىگذشت ، دخترى را آنجا ديد ، گفت اين شمشير را براى جان چه كسى تيز مىكنند ؟ مؤلف گويد : نهى از تعليم كتابت به زنان ، با آموختن قرآن و آداب فقه به آنان منافات ندارد ؛ زيرا نهى از خطآموزى ، به سبب مفاسد مترتبه بر خط است . ( 1 ) سيوطى از غريب الحديث ابو عبيده ، و مناوى از الفائق نقل مىكند كه در حديث « علّمي حفصة رقية النملة . . . » نمله ، جوشهايى است كه در پهلو پيدا مىشود و با افسون رفع مىگردد . بعضى از هوشمندان مغرب اين را رد كرده ، از جمله خرافات شمرده‌اند كه مىبايد نهى كرد ، و چگونه پيغمبر ( ص ) بدان امر كرده است ؟ مؤلف گويد : مراد تأديب حفصه بوده كه سرّ پيغمبر ( ص ) را فاش كرد . « 1 » در النهايه آمده كه اينجا مزاح و لغز به كار برده ، نظير آنكه فرمود : « العجوز لا تدخل الجنة » . چون به هر حال ، زنان رقيهء نمله به كار مىبردند و هر كس مىشنيد ، مىدانست فايده يا ضررى ندارد . در التيسير آمده است « رقية العروس » يعنى آرايش و هرگونه ساخته‌كارى به شرط آنكه خلاف ميل مرد نباشد [ يعنى منظور پيغمبر ( ص ) اين بود كه آن معلّمه به حفصه آرايش و شيوه‌هاى زنانه بياموزد ] . در صبح الاعشى آورده كه يكى از ويژگيهاى واجب و غير قابل صرف‌نظر در كاتب ، مرد بودن است ، و از عمر هم نقل مىكند كه گفت : زنان را از كتابت دور نگه داريد و در غرفه‌ها منشانيد و در مقابلهء آنها از « نه » كمك بگيريد كه « بلى » مضرّ به حال ايشان است . نيز آورده است كه عمر بر مردى مىگذشت كه به زنى خط مىآموخت ، گفت : « شرّى بر شرّى ميفزا » . همچنين ، حكيمى ديد كه زنى نوشتن مىآموزد ، گفت : افعى را از سمّ سيراب مىكنند . نيز از بسّامى با تحسين نقل مىكند كه سروده است : « زنان را چه به كاتب و عامل و خطيب شدن ؟ » قلقشندى ، حديثى را كه در آن به عايشه « كتابت » نسبت داده شده ، به معناى « امر به كتابت » مىگيرد و اگر هم فرض شود عايشه خط مىنوشته ، قابل قياس با ديگر زنان نيست .

--> ( 1 ) . اشاره به آيه 3 ، سورهء تحريم .